تاثیر مترجم در مذاکرات بازرگانی

تا به حال دقت کرده اید زمانی که می خواهیم با کسی صحبت کنیم، ممکن است دچار سوء تفاهم شده و منظور یکدیگر را به درستی متوجه نشویم. در بین ما ایرانی ها بسیار مرسوم است که حرف خود را در لفافه و غالبا با کنایه بیان کنیم. اما این ماجرا می تواند در مذاکرات بسیار دردسر آور باشد. در این مقاله به بررسی مزایا و تاثیر مترجم در مذاکرات بازرگانی می پردازیم.

برای این که بتوانید در هر مذاکره ای یک نتیجه مثبت بگیرید باید یک سری قواعد کلی را رعایت کنید. زمانی که شما قصد تجارت دارید مسلما برای خرید و فروش کالای مورد نظر خود با افراد غیر ایرانی مذاکره کرده و در واقع بتوانید به درستی ارتباط برقرار کنید. بسیاری از تجار به علت حرفه ای رفتار نکردن در مذاکرات بازرگانی مشکلات متعددی پیدا کرده اند. به عنوان مثال برخی مواقع طرفین درک درستی از حرف های بیان شده ندارند و همین مسئله باعث می شود تا در اجرای قرارداد دچار مشکل شوند. بعد هم که از آن ها علت مشکل را می پرسیم ادعا می کنند که هنگام مذاکرات به تمامی این نکات اشاره کرده اند.

زبان انگلیسی یکی از زبان هایی است که در سطح جهان بسیاری از افراد آن را آموخته اند تا بتوانند بسیاری از نیازهای روزمره خود را برطرف کنند. مردم انگلستان و امریکا هر دو به زبان انگلیسی صحبت می کنند. اما تفاوت های اساسی میان این دو حرف زدن است. بسیاری از اصطلاحات هست که در این دو فرهنگ کامل با یک دیگر متفاوت هستند. همچنین برخی از کلمات نیز دارای معانی مخنلفی هستند، بنابراین نمی توان صرفا اگر انگلیسی بلد هستید این تصور را نیز داشته باشید که می توانید در یک مذاکره بازرگانی به خوبی عمل کنید. بسیاری از افراد تصور می کنند اگر در مکالمه های خود از چند کلمه سخت انگلیسی استفاده کنند توانسته اند تبحر خود را نشان داده و به عبارت دیگر برنده مذاکره باشند. اما استفاده از این ترفند تنها می تواند باعث ایجا نا امنی در طرف مقاله شما شود و همین مسئله باعث شود با دلخوشی وارد کار با شما نشود.
به عنوان مثال دیگر شرایطی را تصور کنید که فرد برای رساندن منظور خود از جملات اضافی و به عبارت دیگر زیاد حرف زدن استفاده می کند. این کار نیز باعث خسته کردن مخاطب شما شده و او را دچار سردرگمی می کند. در برخی مواقع ممکن است حتی شما با زیاد حرف زدن منظور خود را اشتباهی برسانید. در یک مذاکره بازرگانی هیچ چیز بدتر از ایجاد سوء تفاهم نیست. اگر این اتفاق برای شما بیفتد ممکن است در زمان اجرای مواد قرارداد هر دو طرف دچار مشکلات زیادی شوید.
در این شرایط استفاده از یک مترجم می تواند بسیار کارگشا باشد. زمانی که شما یک متخصص را برای ترجمه تفسیر سخنان خود انتخاب می کنید می توانید اطمینان خاطر را داشته باشید که به درستی مراحل مختلف مذاکرات بازرگانی را طی می کنید و تاثیر مترجم را در روند فعالیت های بازرگانی خود کاملا احساس خواهید کرد.
برای این که شما بتوانید شاهد تاثیر مترجم در مذاکرت بازرگانی خود باشید باید نکات زیر را مد نظر داشته باشید :
• آماده سازی مترجم :
قبل از این که شما مترجم را وارد مذاکرات بازرگانی خود کنید باید او را با قواعد بازرگانی خود به خوبی آشنا کنید. به عبارت دیگر باید دقیق برای مترجم مشخص کنید که چه مواردی را می خواهید بیان کنید و همچنین از طریف مقابل خود چه انتظاراتی دارید. بنابراین اگر انتظار یک نتیجه برد برد را در یک مذاکره دارید باید با دست پر به میدان بروید.
• توانایی صحبت کردن مترجم :
مترجم شما باید خیلی روان صحبت کند و کلمات را با تلفظ درست ادا نماید. در غیر این صورت بجای مثبت بودن تاثیر مترجم در مذاکرات بازرگانی نتیجه ای معکوس دریافت خواهید کرد و کار حرفه ای شما نمای غیر حرفه ای به خود می گیرد.
• توانایی بحث مترجم :
مسلما در طول مذاکره شرایطی پیش می آید که صحبت ها بین طرفین به سرعت انجام می شوند. مترجم باید این توانایی را داشته باشد که به خوبی گوش کند و خیلی شفاف موضوع را برای شخص مورد نظر ترجمه نماید. البته در این قسمت مترجم هر چه که توانا هم باشد شما نیز باید یک سری نکات را رعایت نمایید تا مانع عملکرد و تاثیر درست مترجم در مذاکرات بازرگانی نشوید. به عنوان مثال اگر در طول مذاکره شما عصبی شوید و کنترل خود را از دست دهید این موضوع باعث می شود که مترجم نیز کنترل خود را از دست بدهد.
• آشنا با قوانین مذاکرات بازرگانی در کشورهای مختلف :
برای این که شما بتوانید با همتای خود یک مدارکه دوستانه ای داشته باشید باید از فرهنگ کشوری که از آن می آید به خوبی آگاه باشید. این چیزی نیست که بشود به سادگی اطلاعات کاربردی را در مورد آن بدست آورد مگر این که از فردی استفاده کنید که با این رمز و رموز به خوبی آشنا باشد. به عنوان مثال زمانی که شما می خواهید با یک روسی مذاکره داشته باشید باید بدانید که فرد مقابل خود را با اسم و فامیل خطاب نمایید. همچنین زیاد نباید برای دیر آمدن همتای خود ناراحت شوید چرا که چندان نسبت به این مسئله اهمیت نمی دهند. این مسائل چیز هایی است که مترجم در طول کار خود به خوبی با آن ها آشنا می شود.
انواع مترجم در مذاکرات بازرگانی :
• مترجم همزمان : در این حالت پی در پی و همزمان مطالب بیان شده ترجمه می شوند. بنابراین در این حالت ترجمه مداومی خواهید داشت. اغلب رایج است که از این ترجمه برای مذاکرات سیاسی و نه بازرگانی استفاده شود. چرا که هم سرعت عمل مطرح است و دقیق بودن ترجمه. استفاده از این نوع مترجم می تواند برای شما گران تمام شود چرا که نیاز به تجهیزات خاصی نیز است.
• مترجم متوالی : در این حالت امکان دارد که بیش از یک مترجم استفاه شود به این صورت که مطالب بخش بخش می شوند و ترجمه می شوند. در بسیاری از مذاکرات بازرگانی از این نوع مترجم استفاده می شود.

همراهان عزیز در این مقاله با نتایج مثبت حضور و تاثیر مترجم در مذاکرات بازرگانی آشنا شدیم. در صورتی که شما برای انجام مذاکره خود نیاز به یک مترجم چینی زبان مسلط به زبان فارسی و یا مترجم غیر چینی دارید می توانید از سپاهان همراه کمک بگیرید. شرکت سپاهان همراه ارائه دهنده خدمات ترخیص کالا ، واردات کالا از چین ، واردات کالا از دبی و حمل هوایی و حمل دریایی کالا، با داشتن بیش از ۲۰ سال تجربه در زمینه واردات و صادرات می تواند راهنمای خوبی جهت انجام امور بازرگانی شما باشد.

 

تحول دیجیتال درکسب‌وکار لزوما به متخصص دیجیتال نیاز ندارد

تحول دیجیتال از تغییراتی است که امروزه به‌عنوان یکی از نیازهای اصلی عملکردی شرکت‌ها شناخته می‌شود. انتخاب فرد مناسب برای مدیریت تحول، اهمیت بالایی دارد.

فرض کنید به‌عنوان یک مدیر، وظیفه‌ی برنامه‌ریزی تحول دیجیتال را بر عهده دارید. برای انتخاب رهبر و مدیر تحول مذکور، انتخاب‌های زیر در برابر شما قرار دارد:

یکی از کارمندان داخلی که تجربه‌ی عملکردی مناسب داشته، اما آشنایی چندانی با مفاهیم دیجیتال ندارد.
کارمند حرفه‌ای حوزه‌ی دیجیتال که سابقه‌ای در توسعه‌ی مفاهیم مذکور در شرکت‌های بزرگ داشته است.
مشاور سابق یک مؤسسه‌ی حرفه‌ای که سابقه‌ی مشاوه در حوزه‌ی دیجیتال دارد.
اکثر مدیرانی که در دوران کنونی کسب‌وکار و خصوصا در حوزه‌ی تحول دیجیتال فعالیت دارند، گزینه‌ی دوم را به‌عنوان مدیر توسعه‌ی تحول انتخاب می‌کنند. آن‌ها فردی فوق‌العاده آشنا و علاقه‌مند به مباحث دیجیتال را بهتر از مدیران با سابقه‌ و تخصص‌های دیگر می‌دانند. به‌هرحال چنین رویکردی در اکثر کسب‌وکارها اجرا می‌شود، اما آیا انتخاب صحیحی است؟
فعالیت در آن سرویس نیز به بررسی‌های متعدد سفر مشتری و بازنگری در مدل کسب‌وکار نیاز داشت. درنهایت این مدیر به‌عنوان گزینه‌ی مناسب انتخاب شد، چون از ظرفیت هماهنگی و مدیریت تحول دیجیتال برخوردار بود.

مدیر تحول دیجیتال در مثال کنونی، چندین ماه به بررسی شرکت و مذاکره با مدیران ارشد متعدد آن پرداخت. او با مدیرانی مذاکره می‌کرد که همگی مهندس‌های باتجربه و با استعداد بودند. از طرفی همین مهندس‌های با تجربه در برخورد اول با مفاهیم تحول دیجیتال، از خود ترس نشان می‌دادند. درنتیجه مدیر تحول دیجیتال تصمیم گرفت تا بخش جدیدی را در داخل شرکت به این فرایند اختصاص دهد. بخش جدید از ساختار مدیریت اصلی دور بود و بهترین استعدادهای دیجیتال را برای فعالیت‌های اجرایی مبتنی بر استراتژی تحول، استخدام می‌کرد. به‌هرحال چنین رویکردی تاحدودی مدیران نگران داخلی را از فرایند تحول دور می‌ساخت.

ایده هایی برای کسب و کار آنلاین

تیم تحول دیجیتال که به‌صورت مجزا از مدیریت اصلی شرکت فعالیت می‌کرد، در ابتدای روند خود رویکرد مثبت و موثری داشت. آن‌ها سفر مشتری انواع دسته‌بندی‌های مشتریان را بازبینی کردند، ابزارهای کانال دیجیتال جدید توسعه دادند و موفق به ثبت چند فروش اولیه از طریق کانال‌های آنلاین هم شدند؛ البته هنوز فروش آن‌ها به مقدار قابل‌قبول نرسیده بود و گروه، دلیل آن را پایین بودن بودجه‌ی بازاریابی دیجیتال می‌دانست. مدیرعامل شرکت به‌منظور کمک به تیم تحول دیجیتال، تخصیص بودجه‌ی بازاریابی سنتی به بازاریابی دیجیتال را تأیید کرد. درنهایت این رویکرد هم تأثیری در افزایش فروش آنلاین نداشت.

در همان دورانی که شرکت برای توسعه‌ی تحول دیجیتال خود تلاش می‌کرد، سایر بخش‌ها دچار چالش می‌شدند. شرکای تجاری از متغایر بودن قیمت‌ها در فروش آنلاین و بازدیدهای حضوری بازاریاب‌ها گله داشتند. دراین‌میان نماینده‌های فروش بیش از همه تحت فشار بودند و مشتری‌ها دیگر اعتمادی به آن‌ها نشان نمی‌دادند. درنتیجه فروش از طریق کانال‌های سنتی دچار چالش شد؛ کانال‌هایی که هنوز ۹۹ درصد از فروش شرکت را تأمین می‌کردند. همه‌ی روندها باعث شد تا مدیران در بخش‌های گوناگون شرکت درباره‌ی تحول دیجیتال گله‌مند شوند. به‌هرحال برنامه‌های نابغه‌ی دیجیتال به نتیجه نرسید و فروش آنلاین در مدت هشت ماه از صفر به صفر رسید و برنامه به‌صورت کامل لغو شد.
شرکتی که پیش‌تر معرفی کردیم، چند ماه بعد مجددا برای تحول دیجیتال تلاش کرد. در تلاش دوم، یکی از مدیران داخلی برای هدایت تحول انتخاب شد که در نگاه اول کاملا به موضوع دیجیتال نامربوط به نظر می‌رسید. او مدیر سابق بخش فروش بود و همیشه به‌عنوان فردی مقاوم در برابر فرایندهای دیجیتال محسوب می‌شد. به‌هرحال او رهبری با کمترین سابقه و تجربه در امور دیجیتال بود، اما تمایل دائمی و شدیدی به یادگیری داشت.

مدیر دوم در ابتدا در برابر پیشنهاد هدایت تحول دیجیتال مقاومت کرد. البته او پس از پذیرش موضوع همه‌ی تیم قبلی را حفظ کرد و با تلاشی جدی به درک نیازهای مشتریان و خود شرکت در مسیر تحول مشغول شد. درک نیازها از طریق جلسه‌هایی با مدیران ارشد، مطالعه‌ی استراتژی‌های قیمت‌گذاری و بررسی کانال‌های توزیع همراه شد.

دیجیتال

پس از مطالعه‌ی اولیه روی رویکردهای موجود و تلاش برای درک و بهینه‌سازی آن‌ها، نوبت به بازطراحی استراتژی دیجیتال رسید. اولین قدم، ایجاد تعادل بین کانال‌های فروش سنتی و آنلاین بود. سپس نوبت به تعلیم و تربیت نیروی فروش رسید که در مراحل بعدی به آموزش مدیران داخلی منجر شد. موارد آموزشی بر این نکته متمرکز بودند که مفاهیم دیجیتال چه کمکی به دستیابی به اهداف خواهند کرد. به‌علاوه مدل‌های متعدد قیمت‌گذاری و عملیات به افراد آموخته و مزیت‌های تحول دیجیتال در طولانی‌مدت، شرح داده شدند.

پس از آموزش و توجیه نیروهای داخلی، نوبت به جلسه‌های عمیق‌تر با مشتریان رسید. مدیر تحول دیجیتال باید با جلسه‌های متعدد، به روش‌هایی مشترک برای سود بردن هر دو طرف از تحول دیجیتال می‌رسید. به‌عنوان مثال مشتریان (که عموما خرده‌فروش‌های لوازم خانگی بودند) باید در چیدمان وب‌سایت‌های خود به فروش بیشتر محصولات شرکت اصلی کمک می‌کردند. روند مذکور با هر مشتری سازمانی به‌صورت مجزا انجام شده و مدل‌ها به‌صورت مداوم بهینه‌سازی می‌شد.

تلاش دوم شرکت در تحول دیجیتال با موفقیت همراه بود. آن‌ها به‌سرعت به پیش‌گام بازار تبدیل شدند و همکاری با شرکای B2B با موفقیت پیش می‌رفت. به‌علاوه بررسی حوزه‌های جدید همچون فروش B2C هم به‌خوبی پیگیری می‌شد که با ارائه‌ی ارزشی بیش از شرکای تجاری برای مصرف‌کننده‌ی نهایی، همراه بود.

با نگاهی کلی به داستان بالا می‌توان تاحدودی دلیل موفقیت استراتژی دوم را حدس زد. فراموش نکنید که استراتژی اول در ظاهر توسط فردی با تخصص و علاقه‌ی فراوان به مباحث دیجیتال مدیریت شده بود و در تلاش دوم، مدیری با تمایل بسیار پایین به تحول، فعالیت می‌کرد. به‌هرحال این داستان تأیید می‌کند که تحول دیجیتال لزوما به‌معنای ساختارشکنی در وضعیت موجود یک شرکت نخواهد بود. درواقع ابزارهای دیجیتال با این هدف توسعه می‌یابند که راه بهتری برای خدمت رساندن به مشتری‌ها ارائه کنند.

تحول دیجیتال برخی اوقات نیاز به ساختاردهی مجدد سازمان دارد. درواقع برخلاف بسیاری از تصورات عمومی، چنین تحولی ارتباط پایینی به ابزارهای دیجیتال یا چگونگی پیاده‌سازی آن‌ها دارد. مسئله‌ی اصلی در تحول مذکور، تغییر ساختارهای سازمانی است که آن هم مجددا باید با هدف ارائه‌ی سرویس بهتر به مشتریان انجام شود.

استراتژی

متخصصان دیجیتال قطعا برای راه‌اندازی کسب‌وکاری مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال انتخاب‌‌های عالی هستند. چنان رویکردی قطعا با موانعی از جنس کسب‌وکارهای سنتی و تثبیت‌شده همراه نیست. منتهی وقتی چنین افرادی در ساختار یک کسب‌وکار تثبیت‌شده وارد می‌شوند، اغلب شکست می‌خورند چون با ساختار آن آشنا نیستند. شکست آن‌ها عموما بسیار سریع و در زمانی شروع می‌شود که از برنامه‌های خود برای تحول دیجیتال شرکت صحبت می‌کنند. آن‌ها عموما تحول را به‌صورت تغییراتی بنیادی در ساختار شرکت نشان می‌دهند.

روش‌هایی برای ایجاد فرهنگ نوآوری مشارکتی

۱. ابزاری ایجاد کنید که به همه امکان همکاری راهبردی در نوآوری را بدهد

ایده‌های مفید می‌توانند از تمام گوشه‌و‌کنار شرکت به‌وجود آیند؛ اما ممکن است نوآوران بالقوه برای توسعه‌ی بحث‌ها و استدلال‌های قدرتمند راهبردی به کمک نیاز داشته باشند. آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته‌ی دفاعی آمریکا (DARPA) که آژانس دولتی نوآوری با محور پیشرفت‌های تحول‌آفرین در امنیت ملی این کشور است، از مجموعه‌ سؤال‌های ساده‌ای با نام Heilmeier Catechism (نام‌گذاری‌شده به افتخار مدیر سابق آنجا) برای بررسی و ارزیابی کامل برنامه‌های تحقیقاتی پیشنهادی استفاده می‌کند. این سؤالات عبارت‌اند از:

می‌خواهید چه کار کنید؟ اهداف خود را به‌طور واضح به زبان ساده و بدون استفاده از اصطلاحات تخصصی بیان کنید.
کار مدنظر در حال حاضر چگونه انجام می‌شود و محدودیت‌های روش فعلی چیست؟
در رویکرد شما چه موردی جدید است و چرا فکر می‌کنید موفقیت‌آمیز خواهد بود؟
چه کسی اهمیت می‌دهد؟ اگر موفق شوید چه تفاوتی ایجاد خواهد کرد؟
ریسک‌هایش چیست؟
چقدر هزینه دارد؟
چقدر طول می‌کشد؟
چه بررسی‌های میان‌مدت و نهایی‌ای برای اندازه‌گیری موفقیت انجام می‌دهید؟

شرکت W. L. Gore که در حوزه‌ی علم مواد فعالیت می‌کند، معیارهای اصلی نوآوری خود را در قالب صفحه‌ای با نام «برگه‌ی مفهوم محصول» ارائه می‌دهد که بیان مختصر ایده و مفهوم محصول، فناوری استفاده‌شده، شکل محصول و نیازهای مشتری را شامل می‌شود که محصول به آن پاسخ خواهد داد. هر دو روش برای استفاده در بیشتر سازمان‌ها به‌راحتی انطباق‌پذیر هستند. این روش‌ها زبان مشترکی ایجاد می‌کنند که به هرکسی امکان پیشنهاد ایده‌ی جدید و قضاوت درباره‌ی شایستگی‌های آن را می‌دهد.

۲. ایده‌ها را به‌صورت جمعی و مستمر بررسی و پالایش کنید

ایده‌های نوآوری در سازمان‌های چابک را کمیته‌ای ارشد فقط یکی‌دو بار در سال بررسی می‌کنند. درعوض، ایده‌ها فرایند مداوم بررسی و پالایش و درصورت لزوم توقف را طی می‌کنند و هدف فقط باقی‌ماندن بهترین ایده‌ها است. تحقیقات نشان می‌دهد بررسی دقیق و موفقیت‌آمیز جمعی حداقل به دو مورد بستگی دارد:

۱. راهنماهای درک‌پذیر برای همه که به‌عنوان قوانین ساده نیز شناخته می‌شوند و به‌وسیله‌ی آن‌ها می‌توان درباره‌ی نوآوری‌های پیشنهادی قضاوت کرد. کورنینگ مجموعه‌ای از قوانین ساده را ایجاد کرده که برگرفته از تجارب موفق نوآوری‌ها در گذشته است:

پرداختن به بازارهای جدید با بیش از ۵۰۰ میلیون دلار درآمد بالقوه
حداکثر بهره‌برداری از تخصص شرکت در علم مواد
ارائه‌کننده‌ی مؤلفه‌ای مهم و حیاتی در سیستمی پیچیده
محافظت در‌برابر رقابت با ثبت اختراعات و تخصص فرایند اختصاصی

۲. از ذی‌نفعان گوناگون در مراحل اولیه و اغلب برای کمک به قضاوت و پالایش ایده دعوت می‌شود. در شرکت W. L. Gore، «قهرمانان پرشور» برای نوآوری‌های جدید از ابزارهای این شرکت به‌منظور تدوین توجیه راهبردی ایده‌ی خود استفاده می‌کنند و غربال و ارزیابی دقیق آن را با مشارکت مشتریان و همکاران خود در فرایند انجام می‌دهند. اگر از این ایده حمایت شود، «قهرمان» جلسات منظم بررسی ایده را با حضور افرادی از بخش‌های تولید، تحقیق و توسعه، فروش و بازاریابی و سایر زمینه‌های تخصصی برنامه‌ریزی می‌کند که در موقعیت مناسبی برای قضاوت و اصلاح ایده قرار دارند. فرهنگ بحث و گفت‌وگوی صریح شرکت این جلسات بررسی را هدایت می‌کند و افراد می‌فهمند وظیفه‌ی جمعی آن‌ها توقف پروژه‌های ناموفق در اسرع وقت و سرعت‌بخشیدن به ایده‌هایی است که بیشترین نتیجه را نشان می‌دهند.

۳. موانع سد راه نوآوری را بردارید

اغلب سازمان‌ها از رویه‌های منظمی برای تعیین پروژه‌های جدید حمایت‌شده و تخصیص افراد به این ابتکارات به‌وسیله‌ی رهبران خود برخوردار هستند؛ اما در سازمان‌های چابک، رهبری وارونه و وظیفه‌ی رهبران برتر پشتیبانی از افرادی است که به بازار نزدیک هستند. آن‌ها هر کاری بتوانند انجام می‌دهند تا راه را برای پروژه‌های جدید نویدبخش باز کنند و منابع موردنیاز تیم‌های نوآوری را دراختیار آن‌ها قرار دهند.

رهبران ناسا تلاش فراوانی برای فهم و رفع موانع اساسی نوآوری انجام می‌دهند. آن‌ها از کارمندان خود نظرسنجی و درحدود ۳۰۰ توصیه دریافت کردند. هدف برخی از این توصیه‌ها، تشویق خلق ایده‌های بیشتر از طریق دادن زمان و پول و قدردانی بیشتر از کارکنان و فضای فیزیکی اختصاصی برای نوآوری بود. برخی دیگر بر کاهش الزامات فرایند برای نوآوری‌ها ازقبیل ردیابی سریع مأموریت‌های کم‌هزینه و توجه ویژه به فناوری‌های دارای ظرفیت فراوان تمرکز کردند. پیشنهاد برنامه‌ها و پروژه‌های جدید باید عنصری از نوآوری را برای تشویق ریسک آگاهانه و مناسب تحقیق و توسعه به‌عنوان ابزاری برای مقابله با فرهنگ ریسک‌گریز آژانس دربر داشته باشد. برای دیدن نتیجه‌ی این تلاش‌ها باید منتظر ماند؛ اما رهبران ناسا مطمئنا در حال تلاش‌های هماهنگ برای برطرف‌کردن موانع نوآوری هستند.

شرکت‌ها با استفاده از این سه روش می‌توانند ازطریق «بازار پیش‌بینی» جمعی که در آن ایده‌های نوآوری را افراد بسیاری بررسی می‌کنند و بهبود می‌بخشند و پیشرفت می‌دهند، از دیدگاه‌ها و انرژی همه‌ی کارکنان خود بهره‌مند شوند. بازار پیش‌بینی نوآوری ریسک‌های کوچک بسیاری در مراحل اولیه روی ایده‌های جدید انجام می‌دهد که تنها تعداد معدودی از آن‌ها پس از غربالگری‌های گسترده‌ی جمعی به نتیجه خواهد رسید. شرکت‌های چابک از این طریق هوشمندی کارکنان خود را برای پیش‌بینی بهتر موفقیت در آینده یکپارچه و برای تحقق این آینده اقدام می‌کنند.

با کدام کشور واردات را شروع کنیم؟

امروزه بسیاری از کشورها با ایران مبادلات بازرگانی وسیعی دارند و با یک سرچ ساده میتونید یک سری شرکت های تامیین کننده رو به راحتی پیدا کنید و کار بیزنسی واردات رو شروع کنید. قانون واردات و صادرات در هه ی کشورها یکسان نیست و هزینه های مربوطه در این بیزنس نسبت به کشور مورد نظر متفاوت هست.
در این مقاله برخی از کشورهایی که با ایران مبادلات بسیار زیادی دارند رو به شما معرفی میکنیم و در ادامه پیشنهاداتی برای شروع کار با کشورها خواهیم داد.

۱چین :

چین کشوری بسیار عالی برای واردات و همچنین صادرات کالا هست.

به دلیل ارزان بودن دستمزد کارگران در این کشور بسیاری از کالاها با قیمت کمتری نسبت به سایر کشورها تولید میشود. و اصولا کالاها را بر اساس کیفیت مد نظر تاجر تولید میکنند.

در تجارت با کشور چین تا حد امکان باید هدفدار پیش رفت. به دلیل وجود کارخانه جات و کارگاه ها و بازارهای بسیار زیاد و پر زرق و برقی که دارد اگر ندانید به دنبال چه کالایی هستید روزها و حتی ماه ها بین آن همه تنوع کالایی سرگردان میمانید. برای مثال فقط اگر بخواهید همه عمده فروش های مرتبط با لباس و پوشاک چین را بگردید چیزی حدود ۳ ماه زمان نیاز دارید ولی اگر هدفدار باشید و مثلا به دنبال دکمه از بخش پوشاک باشید راحت در کمتر از یک هفته میتوانید بررسی های خود را انجام دهید.

واردات از چین پیشنهاد اول ما هست به شرط اینکه حداقل به اندازه ی ۱ کانتینر خرید انجام بدهید چون در تعداد های محدود و پایین به دلیل هزینه ها و زمان ارسال صرفه اقتصادی ندارد.

در کشور چین سود شما نسبت به نوع خریدتان تعیین میشود که در سایر کشورها این سود نسبتا کمتر هست به دلیل اینکه کیفیت و قیمت را تاجر تا حدودی تعیین میکند.
نکته: مواظب کلاهبرداهای چینی باشید که در مقالات دیگر کاملا تامیین کننده واقعی و دروغین را توضیح خواهیم داد.
نکته: حتما کالای مورد نظرتان رو بیمه کنید اجبارا این بیمه از نوع closeA داد.

۲ترکیه

دومین کشور ترکیه هست، نزدیک بودن به ایران و دسترسی راحت بدون نیاز به ویزا و هم سطح بودن نسبی فرهنگ مردم ترکیه با ایران باعث ایجاد بستری راحت و مناسب برای تجارت شده.

شروع واردات با کشور ترکیه پیشنهاد بسیار عالی هست برای کسانی که میخواهند در سطح کم شروع به کار کنند و سرمایه ی کمتری دارند. ترکیه نسبت به چین قانون مدارتر هست و تا حدی بیزنس راحت تر ولی به دلیل تولید با کیفیت و قیمت بالاتر نسبت به چین در مرحله دوم قرار میگیرد.

کشوری که اکثر برندهای مشهور دنیا رو از کالاهای عمومی و تخصصی دارد و حمل و نقل به صورت زمینی هست و در صورت اماده بودن سفارشات شما ۳ تا ۵ روز طول میکشه بار به گمرک ایران برسد. که این زمان در چین بین ۳۰ تا ۴۰ روز طول میکشه.

در ترکیه بازاری دارد به اسم بازار چینی ها که هر کالایی را از چین بخواهید در این بازار با حذاکثر ۱۰ الی ۱۵ درصد بالاتر نسبت به چین میتوانید پیدا کنید و زمان رو هم برای واردات از دست نمیدهید.
دیگر مزیت واردات از ترکیه نسبت به چین این هست که در تقریبا ۱۷ قلم کالای مهم در صنعت و کشاورزی نساجی و … در دنیا بین ۳ کشور اول صادر کنندگان دنیا هستند که عمده صادراتشون به کشور آلمان هست.

۳امارات

کشور امارات شاه راه تجاری ایران با جهان هست.

واردات از امارات دو حالت دارد:

  1. کالایی را از بازارها و کمپانی های اماراتی خریداری کنیم.
  2. کالایی که از کشور های دیگر خریداری میکنیم و ارسال به ایران ندارن مجبوریم از طریق کشور ثالث این بار را وارد کنیم که اکثر مواقع امارات به عنوان این کشور ثالث انتخاب میشود. (البته در مورد ترکیه هم صدق میکند)

دلیل دیگر واردات از کشور امارات، نداشتن مالیات بر روی کالاها که از سال ۲۰۱۸ نیمه دوم تمامی کالاهای وارداتی شامل مالیات میشود.

حمل بار از چین به ایران مانند کشور چین به صورت دریایی صورت میگیرد.

از معایب واردات از کشور امارات این هست که این کشور تولید کننده نیست و بسیاری از کالاها رو به عنوان واسطه باید خرید کرد البته با درصد اضافه بسیار پاییین که تقریبا هم سطح تولید کنندگان هست.
امارات کشوری بی نظیر برای صادرات و پکینگ محصولات صادراتی هست.

سوالات متداول در ابتدا:

  1. از کجا بدانم کدام کالا بیشتر به فروش خواهد رفت؟
    سوال بسیاری در شروع این کسب و کار هست. این سوال رو باید خودتان نسبت به حرفه و کالایی که قرار هست انتخاب کنید جواب بدهید. در بخشانتخاب کالای وارداتی میتوانید اطلاعات بیشتری کسب کنید.
  2. چگونگی پیدا کردن تامیین کننده و یا فروشنده؟
    از طریق سفر کردن به کشور مورد نظر
    اینترنت و سایت های معروف ,کتاب زرد تجاری هر کشور ,نمایشگاه های بین المللی
  3. چگونگی تشخیص کارخانه یا فروشنده اصلی و دروغین؟
    از طریق دفاتر ایرانی داخل کشورهای مختلف
    داشتن سایت و ثبت رسمی کشور و ارتباط حضوری طرفین

 

کدام کشور برای شروع واردات از نظر ما :

برای شروع با سرمایه ی کم بهترین گزینه واردات از ترکیه هست کالاهایی با کیفیت تر نسبت به چین، حمل راحت و سریع، عدم مشکل در گروپاژ، کرایه حمل و بیمه پایین، در دسترس بودن